ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

322

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

خود را از انگشت بيرون آورد تا نماز بخواند و آن انگشتر مفقود شد . زنها ديگر ناگزير شدند به خاك‌اندازى تن دردهند و البته انگشتر قيمتى در جريان اين كار دوباره بدست آمد . يكى ديگر از اين شگردها « كاسه‌نشينى » است كه به اين طريق صورت مىگيرد : در برابر چشم يك ملا كه از پيش از جريان كامل امر مطلع و با همهء مستخدمين منزل آشنا شده است ، كاسه يا طشتى پر از آب قرار مىدهند . پسربچه‌اى بايد بدون آنكه چشم برگرداند به يك نقطهء آن كاسه يا طشت خيره شود و در اين حيص و بيص ملا اوراد مخصوص خود را مىخواند ؛ به دفعات بيشمارى نام سليمان را بر زبان مىآورد كه ارواح و جن را در حبس خود نگاهداشته است . بر اثر سخنان يك‌نواخت ملا و آن وضع و حال ، كودك به حال جذبه و خلسه مىافتد و در اين هنگام است كه ارواح نام دزد را بر او آشكار مىكنند . اما دزد كه خيال مىكند ارواح به همه چيز واقف و به كل اسرار آگاهند ديگر منتظر نمىماند و بدون آنكه ديگران متوجه شوند مال دزدى را بازمىگرداند . ترس از مارگيران نيز همين نتيجهء موفقيت‌آميز را بدست مىدهد ؛ زيرا اين عقيده رسوخ دارد كه مارگيران مارها را مىتوانند به اطراف و اكناف بفرستند و آنها قادرند كه تبهكار را پيدا كنند . در تهران دست پليس به صورتى پنهانى در دست دزدان است به صورتى كه هرگاه پليس جدا بخواهد ، دست‌اندركاران هيچ سرقتى نمىتوانند از نظرش پنهان بمانند . منتها عيب كار آن است كه پليس با دزدان دست بيكى است ، و به همين دليل در چنين مواردى نفعش ايجاب نمىكند كه درست و حسابى به تحقيق و تجسس بپردازد . مثلا پليس مژدگانى را كه بايد براى اشياء گمشده و پيدا شده پرداخت شود به صورت يك ممر عايدى جارى براى خود درآورده است و از دهقانانى كه بعضى از آنها ده تا دوازده رأس الاغ بار شده را در هياهو و ازدحام از پيش مىرانند ، يك يا چند الاغ را مىربايد و در ازاى دريافت مژدگانى ، الاغهاى ربوده شده را به آنها پس مىدهد . تا قبل از درگير شدن جنگ ايران و انگليس پليس متعهد بود كه هرگاه نتواند در ظرف مدتى معين اشيائى را كه از يك اروپائى دزديده‌اند پيدا كند و به وى بازگرداند ، قيمت آنها را بپردازد . تا هنگامى كه اين رسم پابرجا بود اروپائيان كاملا از خطر دزدان ايمن بودند . اما از وقتى كه ديپلماتى فرانسوى باعث شد اين رسم متروك شود ، در خانه‌هاى اروپائيان مبالغ معتنابهى بسرقت رفت و هرگز پليس به كشف مرتكبين توفيق نيافت . هرگاه شما به شخص معينى در اين مورد مظنون شويد از شما مىپرسند كه آيا حاضريد آن شخص را براى گرفتن اقرار شكنجه بدهند ، يا آيا مىتوانيد قسم بخوريد كه او مجرم است . هرگاه شما به هيچ‌يك از اين دو امر رضايت ندهيد به متهم اجازه مىدهند قسم بخورد كه در اين كار دخالت نداشته است . اما قسم براى ايرانيان چيز مقدسى نيست و لااقل در برابر كسانى كه همكيششان نيست بدان اهميت نمىدهند . ايرانيها براى هر مطلب جزئى و